تبليغاتX
خاتميت - مبحث يكم – اصالت خاتميت
گفتارهائی در بی اعتباری دلایل بهائیت در نفی خاتمیت اسلام

نداي فطرت، همواره انسان را به پرستش پروردگارش مي خواند و به جستجوي كيش راستين الهي وا مي دارد .

آفريدگار مهربان نيز ، از رهگذر لطف و بخشايش ، راهنماياني امين و فرستادگاني پاك آئين در ميان آدميزادگان بر مي گزيند تا بديشان راه درست زندگي و شيوه پرستش و بندگي را بياموزند.

در آغاز ، انسانها تك افتاده بودند و پراكنده ، بدشواري مي زيستند و

 واماندگي ، نه از دانش توشه اي داشتند و نه از بينش بهره اي ، ديدشان اندك بود و فكرشان كوتاه و ...

از اينرو كيشهاي نخستين رباني بسيار ساده و كوته دامنه فرو فرستاده شدند ، شمار پيام آوران بسيار بود – براي هر خاندان يا سرزمين يك پيامبر – كه البته اينان آئين برترين و والاترين رسول زمان خود را ترويج مي نمودند .

در آن روزگاران ، درنگ و دوام دستورهاي ديني اندك بود و با كمترين دوري از رهبر ، بسبب همان عوامل پيش گفته ، ديانتها دستخوش دگرگوني مي شد و تحريف مي گشت . بناچار از پي هر پيغمبري ، نبي ديگري مي آمد و از نو مردم را به راه مي آورد .

با گذشت ساليان دراز ، توده هاي انساني به يكديگر پيوستند ، دانش و انديشه بشر فزوني گرفت ، نيازمند قوانين كاملتر و نواميس پر دامنه تر شدند و در پاسداري و نگهداري آئينشان از دستخوردگي تواناتر گشتند و خداوند حكيم نيز بديشان دين هاي گسترده تر و پيچيده تر عطا فرمود .

سرانجام دوران ما فرا رسيد و پروردگار دانا ، آدميان را شايسته ديد كه كاملترين كيش الهي را دارا باشند و

 پيرو گردند و بدينسان " اسلام " ديانت نافرسودني خدا با تلاش شگفت " رسول اكرم " به انسانها ابلاغ شد .

 

از آنجا كه آئين پاك " اسلام "_ بسبب داشتن سامان خاص و نظام ويژه قانوني _ مي تواند نياز همه

 آدميزادگان را در هر مكان و هر زمان برآورد ، لذا " دين خاتم " يا " فرجام اديان " لقب گرفته و در سرتاسر آثار اسلامي ، بدين ويژگي ستوده شده است و اينك برخي از آن شواهد :

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 22:44  توسط احمد  |