|
|
|
|
از همان روزگاران ديرين كه راست دينان و پاك ايمانان ، در گوشه وكنارجهان چشم به راه بودند تا رهبري رباني ، در كِسوت پيامبري ، از سرزمين سوزان حجاز بپا خيزد ، اين سخن وِرد زبان ِ آن نيك نهادان بود كه : از نخستين روزهاي درخشش خورشيد تابان اسلام نيز تمام مسلمانان به پيامبرشان به چشم پايان دهنده ي راهبران آسماني و به كتابشان – قرآن – به عنوان فرجام پيام ها و نواميس رباني مي نگريستند . و البته روشن است كه اين اعتقاد اصيل را خود پيامبر در درون دل ِ آنان نهاده بود و چه جايگزيني استوار كه هنوز هم پس از قرن ها همچنان در گنجينه ي سينه ي هر مسلمان ، از هر دسته و گروه جاي دارد . اصل خاتميت يكي از اساسي ترين و ريشه دارترين عقايد اسلامي است كه عموم مسلمين به آن معتقدند . پايه ي اين اصل اعتقادي بر اين مبنا است كه :
پيامبر اسلام حضرت محمد بن عبدالله صلي الله عليه و آله فرجام
برگزيدگان رباني و سرانجام پيام آوران الهي مي باشد و قرآن كريم
پايان دهنده ي كتب آسماني وآخرين منشوري است كه احكام خدا را به
انسان ها مي رساند . خاتميت يكي از مهمترين مباحثي است كه ميان مسلمان و يك بهائي درمي گيرد . همه ي بهائيان چه پيشوا و چه پيرو مي كوشند تا دستاويزي بيابند و اين ناهمواري دشوار را از پيش پاي دعاوي نادرست خود بردارند . گفتارآنها به خيال خودشان شامل بعضي براهين عقلي و برخي دلايل نقلي مي باشد . در اين مقال از ميان شواهد بي شمار ِ اين عقيده ي راستين در منابع اسلامي ، برخي را به عنوان نمونه برگزيده تا درستي و پابرجايي آن بر همه روشن شود . همچنين پاره اي از دستاويزهاي بهائيان را _ كه سخت با خاتميت اسلام درافتاده اند تا مرام خود را برپا دارند _ در اينجا آورده و پاسخ مي دهيم تا نادرستي ِ گفتار آنان نيز آشكار گردد . در اين عرصه ي گفت و شنود ، وجدان بيداردلان و انصاف آزاد مردان را به داوري مي خوانيم . گفتار اين مقال در پنج مبحث به انجام مي رسد :
۱-اصالت خاتميت ۲- درباره ي مفهوم خاتميت
۳- اقتضاي زمانه و خاتميت ۴- نويد هاي ساختگي ِ آمدن پيغمبران
۵- دوام هزار ساله ي اسلام به پندار بهائيان |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 22:45 توسط احمد
|
|
||