تبليغاتX
خاتميت - مبحث چهارم – نويدهاي ساختگي به آمدن پيامبران
گفتارهائی در بی اعتباری دلایل بهائیت در نفی خاتمیت اسلام

گريزگاه بزرگ بهائيان ، در برخوردهاي فكري با انديشه ي خاتميت ، ساختن و پرداختن دستاويزهائي است كه به پندار آنان ، بشارت به پيدايش ِ ديانت هاي تازه مي باشد و اين است دو نمونه ي آنها :

بهائيان با استناد به يك آيه از قرآن ( سوره ي اعراف آيه ۳۵):

  ( يا بَني آدَم اِمّا يَأتِيَنّكُم رُسُلٌ مِنكُم يَقُصّونَ عَلَيكُم آياتي فَمَن اِتّقي وَ اَصلَحَ فَلا خَوفٌ عَلَيهِم وَ لا هُم يَحزَنون ) يعني : " چون درآينده پيامبراني بر شما آيند كه آيات مرا بازگو كنند ، هركس كه پاكي و نيكي پيشه نمايد ، هراس و اندوهي نخواهد داشت . "

مي گويند :

بنابراين آيه ي شريفه ، پس از رسول اكرم انبياي ديگري نيزخواهند آمد .

 

پاسخ :

۱- پيش از ردّ ِ اسلامي ِ بافته هاي بالا ، سخني از خود ِ سيد باب مي آوريم ، تا بهائيان را از پايبندي به اين دستاويز نااميد سازيم .

فاضل مازندراني مبلغ مشهور بهائي در جلد يكم اسرار الآثارخود صفحه ي ۶۶ از سيد باب عباراتي را شاهد آورده كه ترجمه ي آنها چنين است : "" بارخدايا ، تو خود به راستي آگاهي كه هركس مقام ِ امامت يا نبوت و رسالت را مدعي شود يا خود را نائب خاصّ امام داند يا داعيه ي آوردن و دريافت داشتن كتابي ، چون قرآن از راه وحي ، داشته باشد هر آينه بيدرنگ كافر خواهد شد و من نه چنين سخني گفته ام و نه در آينده خواهم گفت .""

جائي كه خود ميرزا علي محمد منكر ِ مقام ِ پيامبريش مي باشد ، ديگر " مريدان دلسوزتر از مُراد " را نشايد كه بدين دستاويزهاي پوچ دل خوش دارند.

اشراق خاوري مبلغ معروف بهائي نيز در جلد يكم قاموس توقيع منيع صفحه ي ۱۱۴ ، به دنبال گفتارش پيرامون خاتميت رسول اكرم در باره ي ميرزا حسينعلي مي نويسد : ( مقام آن حضرت رسالت و نبوت نبوده و نيست ) از اين رو ، پرداختن به اين گفتار ، براي اثبات درستي ِ باب و بهاء ، كاري بيهوده و زيان آور خواهد بود .

 

۲- درنخستين آيه ي مورد بحث ( آيه ي ۳۵ سوره ي اعراف ) ، به هيچ وجه روي ِ سخن با مسلمانان نيست ، بلكه پيامي از جانب خداي يكتا مي باشد كه در آغاز حيات انسان ها بدانها ابلاغ گشته است و مربوط به تاريخ اوليه ي بشريت و شروع ارسال و اعزام انبياء الهي مي باشد كه نويد آن را خداوند به بشريت مي دهد .

همانند اين كلام را در دو جاي ديگر قرآن نيز مي بينيم ( سوره ي بقره آيه ۳۸ و سوره ي طه آيه ۱۲۳) و در هرسه آيه اين ويژگي يافت مي شود كه به دنبال داستان ِ اِسكان ِ آدم و همسرش در زمين ، اين آيات بيان شده اند .

مااينك ، ترجمه ي برخي از آيات سوره ي اعراف را مي نگاريم تا خواننده ي هوشمند خود حقيقت را دريابد:

 

آيه۱۱- " و همانا شما آدميان را آفريديم و پيكر و رُخسار بخشيديم ، آنگاه فرشتگان را گفتيم كه آدم را سجده كنيد ، پس همه سجده كردند جز ابليس كه از سجده كنندگان نبود ... "

 

آيه۱۹– "و گفتيم اي آدم ، تو و همسرت در بهشت بمانيد و از هرچه خواستيد بخوريد و بدين درخت نزديك نشويد كه از ستمكاران خواهيد شد... "

 

آيه ۲۲– "پس ابليس آن دو را به راه فريب و خود خواهي افكند ، پس چون از آن درخت چشيدند ، زشتي هاي پيكرشان هويدا گشت ، پس به پوشش ِ برهنگيشان با برگ بهشتي آغاز كردند ، آنگاه پروردگارشان بر آنها بانگ زد كه مگر شمارا از آن درخت باز نداشته بودم و نگفته بودم كه شيطان به راستي دشمن آشكار شماست ..."

 

آيه ۲۴ –  "خدا فرمود فرود آئيد كه برخي از شما برخي ديگر را دشمنيد و براي شما در زمين تا هنگام معيني بهره و جايگاه خواهد بود..."

 

آيه ۲۷–  "اي فرزندان آدم ، ابليس شما را نفريبد همانگونه كه پدر و مادر شما را ازبهشت بيرون ساخت ..."

 

آيه ۲۸ –  "وچون آدميان به كار زشت دست مي زدند مي گفتند ما پدرانمان را نيز به همين شيوه يافتيم و خدا ما را بدان فرمان داد . بگو اي پيامبر كه همانا خدا به كار زشت فرمان نمي دهد ..."

 

آيه ۳۱ – " اي فرزندان آدم ، در هر عبادت گاهي خود را بيارائيد و نيز بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نكنيد ..."

 

آيه ۳۲ – " بگو اي پيامبر چه كسي زينتي را كه خدا آفريده براي بندگانش ، و روزيهاي پاكيزه را حرام ساخته ؟..."

 

آيات ۳۳ و ۳۴ – " بگو اي پيامبر ، خدا زشتيها را حرام فرمود ... و براي هر گروهي سرآمدي است ..."

 

و نهايتاً در آيه ۳۵ مي گويد : " اي فرزندان آدم ، چون فرستادگاني از ميان خودتان بر شما آيند كه آيات مرا بازگويتان كنند ،۳۶مي خوانيم : " و كساني كه آيات مرا دروغ انگاشته و خود را بزرگ پندارند ايشان از اهل دوزخ بوده درآن جاويد خواهند ماند."

 

نگرشي مجدد و عميق به آيات بالا نشان مي دهد كه آيه ي مورد بحث ، بشارتي ويژه ي دوران ِ پس از اسلام نيست ، بلكه پيامي از سوي آفريدگار به بازماندگان آدم مي باشد كه هزاران سال پيش از زمان اسلام ميزيستند و بنابراين حالت آينده ي فعل (يَأتِيَنّكُم) مَبدئي  دارد كه ده ها قرن با هنگام نزول قرآن فاصله خواهد داشت و نمي تواند با وجود آيات ِ خاتميت ، باز هم شامل حال مسلمانان گردد ، بويژه كه عنوان اين خطاب " يا بَني آدَم" مي باشد و در قرآن هرجا روي سخن تنها با مسلمانان بوده آن را با عباراتي چون " يا اَيّها الذينَ آمَنوا " و... ياد كرده است .

 بد نيست براي روشن ساختن ِ اين برهان كه چرا آيه ي مزبور شامل مسلمانان نمي شود مثالي بياوريم :

 

""دركشور (x) براي پيشگيري از بيماري آبله دولت دستور تلقيح عمومي را بدينگونه صادر مي كند : ( همه كس ، مرد و زن ، پير و جوان ، بايستي هنگام برخورد با بهياران دولتي ، خود را واكسينه كنند .)

چندي بعد از سوي سازمان بهداشت جهاني اكيپهائي به همين سرزمين مي آيند و گروهي از ملت را با واكسن هاي كامل در برابر همه ي بيماري هاي واگيردار مصونيت مي بخشند ، آنگاه دولت فرمان ديگري مي دهد كه : ( افراد واكسينه به وسيله ي بهياران ِ بهداشت جهاني ، نيازي به تلقيح بهياران ما ندارند.) اين دستور تازه ، فرمان نخست را " نقض" نمي كند ، بلكه " تخصيص " مي دهد ، يعني گروهي را از پيروي آن استثناء مي نمايد .""

پيام خدا با آدميزادگان ِ نخستين و كلام او در مورد خاتميت پيامبراسلام نيز همانند مثال بالا است و از اين رو نمي تواند دستاويز ردّ ِ خاتميت قرارگيرد يعني خاتميت اسلام دستور تخصصي خدا براي ختم نبوت است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 22:36  توسط احمد  |