|
|
|
|
|
از آنجا كه " خورشيد را به گِل نتوان اندود " پرتو آفتاب ِ حقيقت ِ خاتميت از لابلاي ابرهاي تيره ي آثار بهائي ۱- بهائيان نسبت به مكتب شيخيه بويژه خودِ شيخ احمد و سيد كاظم رشتي احترام و تكريم شاياني قائل هستند و سخن اين دو را عين حقيقت مي دانند ، بدين مناسبت ترجمه ي عبارات سيد كاظم رشتي را در صفحه ي۱۴۷ كتاب مجموعه الرسائل ( رساله ي عزّيه ) مي آوريم : " همه ي مسلمانان هم آواز و هم رأي شده اجماع دارند بر اينكه به يقين ، نبوت الهي با برگزينش حضرت رسول اكرم پايان يافته و تا ابد هركس كه به حدّ تكليف ديني رسد بايستي زير لواي آئين اين پيغمبر به سر برد . " ۲-ميرزا علي محمد باب نخستين رهبر بهائيان در ابلاغيه ي ( الف ) خود كه درسال ۱۲۶۱ هجري قمري نگاشته شهادت مي دهد كه : ( وَ لم يُنسَخ شَريعَتُه وَ لم يُبدّل مِنهاجُه وَ مَن زادَ حَرفا " أو نَقصَ شيئا " مِن شَريعتِهِ فَيَخرُج فِي الحينِ مِن طاعَتِك وَ أنّ الوَحيَ بمِثل ِ ما نُزّلَ عَليهِ قد انقَطَعَ مِن بَعدِه ِ مِن عِندك ) ترجمه : شريعت رسول اكرم نسخ نشده و روش او دگرگون نگشته و هركس كه حرفي بر آئين او بيفزايد و يا از آن بكاهد ، بيدرنگ از طاعت تو بيرون خواهد شد و همانا وحي الهي كه بر او فرود مي آمد پس از او پايان پذيرفت . (اسرارُالآثارجلد يكم صفحه ي ۱۸۰ نوشته ي فاضل مازندراني از مبلغين بهائي) ۳- اشراق خاوري از مهمترين مبلغان بهائي در كتاب رَحيق ِ مَختوم جلد يكم صفحه ي ۷۸ در ذيل كلمه ي خاتميت چنين مي نويسد : ( در قرآن ، سوره ي احزاب ، محمد رسول الله را خاتم النبيين فرموده ، جمال مبارك ( ميرزا حسينعلي ) جَل جَلاله در ضمن جمله ي مزبور مي فرمايد كه مقام اين ظهور عظيم و موعود كريم از مظاهر سابقه بالاتر است زيرا نبوت به ظهور محمد رسول الله ختم گرديد . ) نظير همين بيان را درباره ي همين كلام ، آقاي اشراق ، در صفحه ي ۱۱۴ جلد يكم قاموس ِ توقيع ِ مَنيع دارد ، آنجا مي گويد : (مقصود آن است كه در قرآن مجيد ، خداوند مَنان حضرت رسول "ص" را خاتم النبيين ناميده و سلسله ي نبوت را به وجود مباركش ختم كرده و درسوره ي احزاب نازل شده قوله تعالي : " ما كانَ مُحمدٌ أبا أحَدٍ مِن رِجالِكُم وَ لكِن رَسول َ الله ِ وَ خاتم َ النبيين " )
و درجلد دوم همين كتاب صفحه ي ۳۷۷ درترجمه ي لغت "خَتميت " مي نويسد : ( خَتميت = آخِر بودن ، صفت مختصّ ِ به حضرت رسول )
با عنايت به آيات كريمه ي قرآني و احاديث ِ شريفه ي اسلامي و متون ِ معتبره ي بهائي ، براي هيچ خردمندي ، جاي كمترين ترديدي ، در درستي عقيده ي خاتميت نمي ماند و اصالت آن مسلم مي گردد و ثابت مي شود كه رهبران بهائي هم نتوانسته اند در مقابل اين اصل اصيل اسلامي از مدارك و مستندات معتبرچشم پوشي نمايند و به تناقض گوئي هم افتاده اند . |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 22:40 توسط احمد
|
|
||